پارت صد و سی و چهارم :

توی اون لحظه نمی‌دونستم چی به زبون آوردم.
مغزم از هرگونه دستور صادرکردنی به دستورِ قلبم منع شده بود و این پیشنهاد، نشأت گرفته از آتیشِ قلبم برای یه راه نجات واسه مَردی بود که روز به روز توی کنج اون زندان لعنتی پژمرده‌تر می‌شد و من هیچ کاری از دستم برنمی‌اومد جز این راه... .
ولی دیگه نمی‌تونستم دست روی دست بذارم و هیچ کاری نکنم.
دیگه مهم نبود بعد از این پیشنهاد چه بلایی به سر خوØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهی

    0

    غلط میکنی دست به حلقه میزنی مرتیکه انترر😠😠😭اشوب نکن اینکاروو این محافظ کدوم قبرستونیه اخهه

    دیروز
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بی‌شعور زد حلقه رو شکوند

    دیروز
  • جد پفیوز اندرس

    0

    الهی بمیرم اشوبمم😭

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بیچاره دخترم

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    اصلا اشوب چرا باید هنوز شماره عرفان رو داشته باشه؟

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    معذرت می‌خوام از طرف آشوب😂

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    بخششی در کار نیست😔😂

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    اخ اخ که چقدر خوبه بیای خونه و ببینی مامانت غذاییو درست کرده که حدیث ازش متنفره🛐

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤣🤣من ازش متنفرم ولی نوش جون تو

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    واقعا نوشجونم😭😂

    ۲ روز پیش
  • نگار

    0

    میخوام عرفانو بکشم نه نه توروخدا فقط بگید چیکار کنم سکته نکنم بخدا بخدا که بین گریه و خنده عصبیم موندم وایی وایی،حلقه مهراب روشکستت آشوب بزن تو دهنش وقتی در مورد مهراب حرف میزن وقتی در مورد بچت بچه ی مهراب حرف میزنم بزن تو دهنش💙💙

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دیدی چجوری حلقه رو از وسط نصف کرد 💔

    ۴ روز پیش
  • نگار

    0

    بخدا که اگه حق اون حلقه رو ازش نگیرم نگار نیستم💙💙

    ۳ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    باید بگی می‌سپارم به خودت

    ۳ روز پیش
  • فاطمه

    0

    از عرفان متنفررم😭😭

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ما هم همینطور

    ۴ روز پیش
  • فاطمه

    0

    من فاطمه ناراحت ترینم😭😭

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت بعدی رو نخوندی حالا

    ۴ روز پیش
  • فاطمه

    0

    واقعا دیگه طاقت خوندن ندارم ،به جای مهراب دارم اتیش میگیرم

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مصیبت پشت مصیبت

    ۴ روز پیش
  • نگار

    0

    حدیث خیلی ممنون و مرسی بابت پارت بخدای بهم ریختم یعنی چه آخه؟به هر حال مرسی حدیث و خسته نباشی من برم پارت بعدی رو بخونم💙💙

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ❤️🤝

    ۴ روز پیش
  • نگار

    0

    مهراب وای مهراب چی میشه وای میشمیه نابود میشه بخدا که نابود میشه وقتی ببینه آشوب چیکار کرده وقتی حلقه نصف شده آشوبو ببینه دیونه میشه وقتی حلقه عرفانو تو دستش ببینه میمیره وای خدایی چی میشه محافظ کجایی💙💙

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    سینه بزن💔

    ۴ روز پیش
  • سارا

    1

    چقدر پست فطرت بود این عرفان مخافظ کجایت بیا بزنش دیگه بخ ا دارم از دست کارای عرفان روانی میشم نکنه مهراب بلایی سر خودش بیاره یا جرم رو گردن بگیره

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بعید هم نیست جرم رو گردن بگیره

    ۴ روز پیش
  • لیلا

    1

    حدیثث جونم خدایی بی نظیری رمان جدیدت خانم گلابی از الان مطمئنم عالیه ❤️❤️❤️وایی اسم دختره هم طوفانه حدیث من از الان جذبش شدمم

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فدای تو بشم🥹باعث افتخاره که باز هم همراهم باشی🥲♥️

    ۵ روز پیش
  • لیلا

    1

    حدیثث جونم من معلومه که هستم اصلا از به بعد همیشه هستم 🤣🤣آخرش خودت ازم بیزار میشی 🤣🤣حتی دیگه جوابمو هم نمیدی

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چه حرفیههه؟🥲کامنت‌هاتون باعث خوشحالی و روحیه‌ی منه لیلا جان

    ۴ روز پیش
  • لیلا

    1

    ❤️❤️❤️❤️ عشقمی دختر میگم حدیث جونم رمان جدیدت زیاد طول می کشه که منتشر شه

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فداتم، حالا فعلاً این هفته آشوب رو تموم کنیم بعدش باید یکی دو هفته منتظر انتشار خانم گلابی باشیم

    ۴ روز پیش
  • رز سیاه

    4

    چقدر این عرفان رو مخ .واای چه لحظه های عذاب آوری برای آشوب هست

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    صبور باشید و منتظر پارت امروز

    ۴ روز پیش
  • Zeynab

    1

    عرفان به اندازه لهراسبی منفوره امیدوارم بمیری مرتیکه عقده ای🤬🤬

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خدا لعنتش کنه عوضی رو💔

    ۴ روز پیش
  • محیا

    1

    حدیث جون آخرشم اینقدر تلخه یا پایان خوشی داره

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نمی‌تونم چیزی بگم:) صبور باشید

    ۴ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️